لازمه ي نظارت بر شبكه هاي اجتماعي، به رسميت شناختن آن است

 فضاي مجازي به گزارش سيتنا، بخش بزرگي از فضاي مجازي اين روزها به فضايي تجاري تبديل شده است و زمينه را براي انجام تبليغات در رسانه هاي اجتماعي به عنوان يكي از مهمترين عوامل جهت اقناع مخاطب مورد توجه قرار مي دهد. اما اين فقط بخشي از ماجراست، بخش ديگر و مهم قضيه، برعهده نهادهاي نظارتي است كه به دليل وسعت فضاي مجازي كار دشواري بر عهده دارند و در صورتي كه اين نظارت درست انجام نشود تبعات فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي بسياري را به بار خواهد آورد. حتي در جدي ترين فضاهاي خبري هم رد پاي تبليغات نامربوط ديده مي شود. اما اوج اين هنرنمايي را بايد در شبكه هاي اجتماعي پر رنگ و لعاب ديد. فضايي كه البته با همراهي چهره ها به ميدان رقابت كالاها و خدماتي تبديل شده كه هركس تلاش مي كند با جذب مخاطب بيشتر، درآمد هنگفت تري را به جيب بزند. بلاگرها و اينفلوئنسرها با تعداد فالوئرهايشان در اين ميدان پيشتازي مي كنند و البته سلبريتي ها هم با خلق اتفاقاتي كه براي خيلي هايمان عجيب و غريب به نظر مي رسد، گاهي از اين معروف ترين هاي فضاي مجازي هم جلو مي زنند! تبليغ در فضاي مجازي البته در تمام دنيا و به ويژه از سوي هنرپيشه ها و مدل هاي معروف انجام مي گيرد، اما اينكه مسئوليت اين تبليغات را چه كسي بر عهده مي گيرد و البته با چه وجداني كالايي كه هيچ پشتوانه اصولي و قانوني ندارد، تبليغ مي شود، سوالي جدي است كه بايد به آن پاسخ داده شود. در اين راستا، يك مدرس ارتباطات معتقد است كه وزارت ارشاد زماني مي تواند اين بازار شبكه هاي اجتماعي را كنترل كند كه آنها را به رسميت شناخته باشد؛ به باور او «تا زماني كه شبكه هاي اجتماعي به رسميت شناخته نشوند، نظام حكمراني سايبري نمي تواند ضابطه اي را هم براي آن تعريف كند.»  حميد شكري خانقاه در عين حال هشدار مي دهد: يك غفلت فرهنگي، اجتماعي و سياسي در حال شكل گيري است كه جامعه با آن روبه روست و مسوولان هم نتوانسته اند براي اين حكمراني سايبري، دستورالعملي به معناي درست و واقعي تعريف كنند. دستورالعمل ها صرفا صيانتي، تهديدي، كنترل گرا و محدودكننده هستند. تا فضاي مجازي را به رسميت نشناسيم نظارت معنا ندارد حميدشكري خانقاه مدرس ارتباطات در گفت وگويي با ايسنا درباره ي لزوم نظارت بر تبليغات در فضاي مجازي و رسانه ها معتقد است: فضاي مجازي پديده نوظهوري است كه ما هنوز الگوريتم مناسبي براي مديريت آن نداريم. فضاي مجازي پلتفرم هاي نظام مندي هستند كه دسترسي هاي فردمحوري را در جامعه ايجاد كرده و اغلب نيز سازمان يافته و تشكل محور نيستند. زماني كه ما درباره ي اينستاگرام، تلگرام، توئيتر يا واتساپ صحبت مي كنيم، يعني يك اختيار و دسترسي جهاني در قالب يك پلتفرم به افراد داده شده و اين دسترسي موجب شده افراد نه به عنوان خبرنگار بلكه به عنوان رسانه نگار در سطح دنيا و نه در سطح مرز مشخص، اقدام به توليد محتوا و يا انتشار آن كنند. به همين منظور دولت ها به راحتي نمي توانند مرز مشخصي را براي آن تعيين كنند. نويسنده كتاب «برنامه ريزي راهبردي ارتباطي در روابط عمومي» ادامه داد: در ارتباط با حضور اشخاص در شبكه هاي اجتماعي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان هاي متولي بايد دستورالعمل ها، شاخص ها و اتيكت هاي رفتاري را در شبكه هاي اجتماعي تعريف كنند. بايدها و نبايدهايي را تعريف كنند؛ مثل بايدها و نبايدهايي كه براي حضور يك فرد در جامعه وجود دارد. قبلا اگر بحث نظارت مطرح بود وزارت ارشاد با ابزار توقيف يا با ابزار لغو مجوز رسانه را كنترل مي كرد. الان چنين كنترلي وجود ندارد زيرا مي بينيم رسانه ها و پلتفرم هاي اجتماعي با وجود ديوار فيلترينگ، همچنان مورد استفاده كاربران قرار مي گيرند. تا جايي كه عليرغم محدوديت هاي قانوني،  حتي مقامات هم از رسانه هاي فيلترشده استفاده مي كنند و درست است آن پلتفرم از سوي مقامات قضايي فيلتر شده است ولي نظارتي هم بر آن نيست چرا كه ابزاري براي كنترل آن وجود ندارد. رسانه هاي رسمي با توجه به اينكه به رسميت شناخته شده اند، ضوابط تعريف شده اي دارند كه اگر رعايت نكنند، مي توان براي آن رسانه احكام محدود كننده اي صادر كرد. حميد شكري خانقاه سپس يادآور شد: كاري كه حكومت مي تواند انجام دهد نظارت بر افراد است. تعريف شاخص ها و ضوابطي كه يك فرد آنها را بايد رعايت كند تا در فضاي مجازي به فعاليت بپردازد. متاسفانه يك لجام گسيختگي در شبكه هاي مجازي در بحث تبليغات ايجاد شده كه گاهي باعث به هم ريختگي نظم اجتماعي مي شود. متاسفانه زماني هم كه بحث نظارت مطرح مي شود، نگاه ها صيانتي و محدودكننده است؛ در حالي كه نظارت بايد به قصد گسترش توسعه ي سواد رسانه اي و گسترش شبكه هاي اجتماعي باشد نه قصد تهديد و محدود كردن شبكه هاي اجتماعي. زيرا اين رفتار باعث مي شود جامعه خواسته و ناخواسته به صورت خودجوش اقدام  كند و هر چه نگاه مقامات قضايي و وزارت  ارشاد و حوزه هاي نظارتي تهديدگرا و محدودكننده باشد، جامعه راه هاي زير زميني و غيرقانوني راحت تري را دنبال خواهد كرد. به نوعي كه امروزه شبكه هايي به نام ديپ وب يا وب هاي سياه تشكيل شده اند كه حتي خود دولت ها به آن دسترسي ندارند. بنابراين نظارت پيچيده است و به اين دليل است كه ما الگوريتم نظام مند و شفافي براي اين شبكه هاي پيچيده نداريم. حميد شكري خانقاه راه حل پيشنهادي براي نظارت بر تبليغات در فضاي مجازياين مشاور برنامه ريزي ارتباطي و رسانه اي درباره ي راه حل خود به عنوان يك مدير و متخصص ارتباطي در بحث تبليغات و نظارت بر آن در فضاي مجازي عنوان كرد: ما بايد ضابطه هايي را براي افراد تعريف كنيم تا خودشان بايدها و نبايدهاي ورود به شبكه هاي اجتماعي را بدانند. حتي در اين زمينه سازمان هاي مالياتي مي توانند در بحث تبليغات، تعاريف مالياتي داشته باشند. به عنوان مثال ايفلوئنسرها زماني كه عنوان مي كنند روزانه ميليوني درآمد دارند، در اين جا دولت مي تواند نظارت اين چنيني داشته باشد اما لازمه اين تصميم اين است كه ابتدا آنها را به عنوان شغل به رسميت بشناسد. ناگفته پيداست دولت به نوعي نگران اين مساله هست كه آيا آنها را به رسميت بشناسد يا نه؟ بر اين اعتقادم تا زماني كه كار در شبكه هاي اجتماعي جهاني، به رسميت شناخته نشوند، اين ضابطه مندي ها هم عملا كارآيي نخواهد داشت؛ لذا همانگونه كه مي بينيم فضاي مجازي تبديل به بازار سياهي غيرقابل كنترل مي شود كه همه به دنبال فروش محصول خود هستند. اين نشان مي دهد بازار سياهي در شبكه هاي اجتماعي ايجاد شده كه اگر بخواهيم به آنها ورود كنيم لازم است قبل از هر چيزي آنها را به رسميت بشناسيم. وي اظهار كرد: وزارت ارشاد زماني مي تواند اين بازار شبكه هاي اجتماعي را كنترل كند كه آنها را به رسميت شناخته باشد. نويسنده كتاب «روابط عمومي ايراني با استانداردهاي جهاني» در پايان درباره ي پروسه تبليغات در سايت و رسانه هاي خبري، نيز مطرح كرد: رسانه هاي رسمي با توجه به اينكه به رسميت شناخته شده اند، ضوابط تعريف شده اي دارند كه اگر رعايت نكنند، مي توان براي آن رسانه احكام محدود كننده اي صادر كرد. در ارتباط با اين رسانه هاي رسمي، محتواي تبليغاتي بايد از سوي اصناف قانوني مربوطه تاييد شود و بر مبناي تاييد اصناف، تبليغات در رسانه ها انجام شود؛ چراكه وزارت ارشاد وظيفه تعريف ضابطه براي محتواي تبليغات در رسانه ها را ندارد و اين وظيفه اصناف است. ارشاد فقط مي تواند قواعد كلي را وضع كند.