
در مجموعه اي مستند و تحليلي به سراغ روايت هاي معتبر تاريخي، بصيرتي و تبييني از محرم و قيام امام حسين (ع) مي رويم تا حقايق عاشورا را از دل منابع اصيل بيرون بكشيم.
به گزارش پايگاه فكر و فرهنگ مبلغ، حضرت عباس بن علي بن ابي طالب مشهور به ابوالفضل پنجمين پسر امام اميرالمومنين علي عليه السلام و اولين فرزند فاطمه بنت حزام معروف به ام البنين در 4 شعبان سال 26 قمري به دنيا آمد.
ورود ام البنين به خانه اميرالمومنين و تولد قمر بني هاشم
بنابر روايت حوزه، طبق نقل بخاري امام علي(ع) ده سال پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا، به پيشنهاد برادرش عقيل كه نسب شناس عرب بود، با حضرت امّ البنين ازدواج كرد.
درمان قطعي زانو درد، بدون دارو، بدون تزريق، بدون جراحي! (پرسش نامه)
◀ پرسش نامه

فاطمه بنت حزام مادر حضرت عباس اجازه نمي داد كه او را فاطمه صدا كنند؛ زيرا مي ترسيد امام و فرزندانش به ياد حضرت صديقه شهيده بيافتند و باعث رنج و ناراحتي آنان شود.
ايشان را به علت داشتن چهار پسر به نام هاي عباس، عون، جعفر و عثمان امّ البنين(مادر پسران) ناميده اند. امّ البنين بيست سال پس از شهادت اميرالمومنين زنده بود اما آن چنان به اميرالمؤمنين وفادار بود كه پس از شهادت آن حضرت، هرگز ازدواج نكرد.
بعد از تولد حضرت عباس، امام او را در آغوش گرفت و عباس ناميد، در گوش هايش اذان و اقامه گفت، سپس بازوهايش را بوسيد و گريه كرد و در پاسخ به ام البنين كه دليل گريه او را جويا شد، گفت دو بازوي عباس در راه كمك به برادرش حسين جدا مي شود و خداوند در ازاي دو دست بريده اش، دو بال در آخرت به او عطا مي كند.
حضرت عباس در كنار امام علي در جنگ صفين حضور داشت. در يكي از روزهاي جنگ صفّين، نوجواني نقابدار از سپاه علي (ع) به ميدان آمد. ترس و دلهره سپاه معاويه را دربرگرفت. هر كس از ديگري مي پرسيد اين نوجوان كيست كه اين طور شجاعانه پابه ميدان جنگ نهاده است؟ از سپاه معاويه كسي جرأت نكرد پا به ميدان بگذارد.
معاويه به سردار نامي خود، ابن شعثاء دستور داد تا به جنگ اين نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حريف ده هزار نفر در جنگ مي دانند، چگونه مرا به جنگ با كودكي مي فرستي؟ بهتر است يكي از پسرانم را براي كشتن او بفرستيم.
معاويه قبول كرد و ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را براي جنگ بااين نوجوان به ميدان فرستاد؛ امّا او دريك چشم به هم زدن به دست اين نوجوان كشته شد.
ابن شعثاء فرزند دوم خود را فرستاد، او نيز كشته شد و به اين ترتيب هر هفت پسر او كشته شدند و خود او با عصبانيّت پا به ميدان گذاشت و به آن نوجوان دلاور گفت: تو پسران مرا كشتي، به خدا قسم پدر و مادرت را به عزايت خواهم نشاند؛ ولي خود او نيز در مدّت كوتاهي به پسرانش پيوست.
همه با تعجّب به اين نوجوان شجاع نگاه مي كردند. امام(ع) او را پيش خود خواند و نقاب او را برداشت وپيشاني اورا بوسيد. همه با تعجّب ديدند كه او عباس پسر اميرالمؤمنين است.
او هرگز توصيه اي را كه پدرش در شب 21 ماه رمضان در آستانه شهادتش به عباس كرد، از ياد نبرد. آري امام از او خواست كه در عاشورا و در كربلا برادرش حسين را تنها نگذارد.
ازدواج با خانواده عموزاده پيامبر اكرم (صلوات الله عليه و آله)
حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام با لبابه خاتون، دختر عبيدالله بن عباس، پسر عموي پيامبر بود. مادر لبابه، ام حكيم جويري نام داشت كه دختر خالد بن قرظ كناني بود. پدر و مادر لبابه هر دو اهل ايمان و فضل بودند و دختر را با تربيتي شايسته و با محبت خاندان وحي پرورش دادند.
ظاهراً حضرت عباس در سن بيست سالگي با خانم لبابه ازدواج كردند. حاصل اين ازدواج دو پسر به نام هاي عبيدالله و فضل بود و البته در برخي تواريخ از دو فرزند ديگر به نام هاي محمد و قاسم نيز نام برده اند و اسنادي دال بر شهادت محمد در كربلا وجود دارد.
صدر الدين واعظ القزويني در رياض القدس آورده است كه:
در كربلا سه تن از فرزندان حضرت عباس عليه السلام با او حضور داشتند كه در بين آنها، حضرت، پسر دلاورش محمد را از همه بيشتر دوست مي داشت و او را از خود جدا نمي كرد.
او نوجواني پارسا و خداترس بود و در ميان ابروانش اثر سجده ديده مي شد. وقتي حضرت عباس عليه السلام برادر بزرگوار خويش امام حسين عليه السلام را بي ياور ديد، فرزند خود محمد را صدا زد و با دست خود، لباس جنگ بر تن او پوشاند و شمشير به كمر او بست. سپس دست او را گرفته و نزد امام خويش رفت و خود از امام اجازه پيكار او را گرفت. محمد دست امام را بوسيد و پس از خداحافظي با زنان خيمه، به ميدان رفته و مبارز طلبيد و پس از ساعتي نبرد، به شهادت رسيد.
برخي اقوال ديگر تأكيد دارند كه همسر و فرزندان ايشان هيچ كدام در كربلا حضور نداشتند و نام ايشان جزء اسراي كربلا نيز ثبت نگرديده است.
عبيدالله بن عباس عليه السلام با دختر امام سجاد ازدواج كرد و چند فرزند داشت. يعني نوه هاي حضرت عباس عليه السلام اين افراد بودند: ابوجعفر عبدالله، نفيسه خاتون و حسن.
نام فرزند ديگر حضرت عباس عليه السلام به احتمال زياد فضل بوده كه به همين دليل به آن حضرت ابوالفضل هم گفته مي شود. البته در كتاب عمده الطالب نوشته شده كه خداوند به فضل فرزندي نداد و نسل حضرت عباس عليه السلام از عبيدالله باقي ماند.
آنچه تاريخ نگاران بدان تصريح كرده و اتفاق نظر دارند، اين است كه نسل حضرت عباس عليه السلام از طريق فرزند او عبيدالله گسترش يافته است. او هنگام حركت امام حسين عليه السلام از مدينه به سوي كربلا در سنين كودكي بود ولي بعدها مردي دانشمند و فرزانه در دين و از فرهيختگان دوره خود گرديد. وي صاحب دو فرزند به نام عبدالله و حسن شد كه نسل او نيز از طريق حسن، گسترش يافت.از اين رو، بايد حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام را سرشاخه اصلي نوادگان حضرت عباس عليه السلام برشمرد. لذا به معرّفي و بررسي زندگاني نوادگان حضرت عباس عليه السلام از نسل حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام مي پردازيم.
فرزندان حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام
حسن بن عبيدالله 67 سال عمر نمود و صاحب پنج فرزند به نام هاي عباس، عبيدالله،ابراهيم، فضل و حمزه گرديد. شايد اين تيره از نسل حضرت عباس عليه السلام بلند آوازه ترين طايفه از تبار آن حضرت باشد كه به شرح كوتاهي از سرگذشت آنان پرداخته مي شود.
1. عباس بن الحسن
فردي شجاع و صريح بود به گونه اي كه نوشته اند كسي از بني هاشم در جرأت و صراحت لهجه مانند او وجود نداشت. وي در ايّام خلافت هارون الرّشيد به بغداد آمد. هارون الرّشيد به خاطر فضل، ادب و شجاعت او همواره او را به كنيه مي خواند. او به اندازه اي شيوا شعر مي سرود كه او را برترين شاعر از فرزندان امام علي عليه السلام مي دانستند. او ده فرزند داشت، كه از جمله آنان عبدالله بن العباس است. مأمون پس از درگذشت او گفت: بعد از تو اي فرزند عباس! همه مردم مساوي شدند (تو با ديگران تفاوت داشتي). مأمون جنازه او را پياده تشييع نمود و شيخ بن شيخ خطابش مي نمود.
محمد بن حمزه از ديگر نوادگان اوست كه به جوانمردي و بخشش، مشهور بود و به نزديكان خود بسيار رسيدگي نمود. نيكي او شامل حال همه مي شد و بخششي گسترده داشت؛ در طبريّه اردن، اموال بسيار داشته و داراي اراضي زيادي بود. طغج بن جفّ فرغاني بر او حسادت كرد و سپاهي براي چپاول اموال او فرستاد. وي در نتيجه اين درگيري در باغ خود، در سال 287 ق. به قتل رسيد و شاعران در سوگ او قصيده ها گفتند. از اين رو، به فرزندان و نوادگان او بنو الشّهيد گفته مي شود.
2. عبيدالله بن الحسن
درباره اش گفته اند: مردي به سان او پرهيبت و شكوه، ديده نشده بود. وي امارت حرمين شريفين مكّه و مدينه را بر عهده داشت و امر قضاوت در اين دو شهر نيز بر عهده او بود. مأمون، او را در سال 204 ق. به سرپرستي امور حجّاج بيت الله الحرام منصوب كرد و در دوران مأمون نيز از دنيا رفت. به بازماندگان و نوادگان او كه در سرزمين دمياط بودند، بني هارون و به دسته اي از آنان كه در فساي امروزي بودند، بني هدهد مي گفتند. گروهي از احفاد و دودمان او نيز در يمن سُكنا گزيدند. عبيدالله بن الحسن داراي 11 فرزند شد. از جمله آنان قاسم بن عبيدالله بود كه پست جدّ خويش (امارت و قضاوت در حرمين شريفين) را عهده دار گرديد. او از نزديكان امام حسن عسكري عليه السلام هم بود.
3. ابراهيم بن الحسن
معروف به جردقه و در شمار پارسايان و اديبان زمان خود بود. وي صاحب نوزده فرزند گرديد و در سال 264 ق. درگذشت. از فرزندان او علي بن ابراهيم جردقه، فردي سخاوتمند و والامقام بوده است. نوه او عبدالله بن علي به بغداد آمد و سپس به مصر رفت و در آن جا به بيان حديث پرداخت و كتابي به نام جعفرية نگاشت كه حاوي مطالب عالي در فقه شيعه بود. او در رجب سال 312 ق. وفات يافت.
4. فضل بن الحسن
او مردي دانشمند، سخنور، شجاع و مورد بزرگداشت خلفاي وقت خود و معروف به ابن الهاشمية بود. از او سه فرزند به نام هاي جعفر، عباس الاكبر و محمد به جاي ماند كه آنان نيز داراي جايگاهي ويژه نزد مردم بودند و هر يك، داراي فرزنداني بزرگوار چون خود بودند. از جمله آنان فضل بن محمد است كه مردي سخن دان و شاعر بود كه بازماندگان او در قم و طبرستان پراكنده هستند. او اشعار زيادي در مدح دلاوري جدّ خود، حضرت عباس عليه السلام در كربلا سروده است.
5. حمزة بن الحسن
او بسيار شبيه به امام علي عليه السلام بود و در روزگار مأمون عباسي مي زيست. از آن جاكه عباسيان خود را از نوادگان عباس عموي پيامبر مي دانستند، اين موضوع را در بسياري مواقع، دستاويزي براي توجيه اعمال خود قرار مي دادند. مأمون بدين منظور، نامه اي با دست خطّ خود براي حمزه نوشت و در ضمن آن بيان داشت: به حمزة بن الحسن هزار درهم به جهت شباهت وافرش به امير مؤمنان علي عليه السلام بخشيده شود. او با زينب از نوادگان عبدالله بن جعفر ازدواج نمود. مردم او را زينبي مي خواندند؛ زيرا او با زينب عليها السلام دختر امير مؤمنان عليه السلام نسبت داشت.
از نوادگان حمزة بن الحسن مي توان شاعري بلند آوازه به نام محمد بن علي را نام برد كه در بصره مي زيست و احاديثي را هم از امام رضا عليه السلام و برخي ديگر از امامان روايت كرده است. او در سال 286 ق. درگذشته است.
از جمله بستگان حمزة بن الحسن، مي توان به برادرزاده اش كه هم نام اوست، اشاره كرد. هم اكنون مقبره او در شهر حلّه است و داراي گنبد و بارگاه با شكوهي مي باشد.
نوشته اند: مادر امام زمان(عج) مدّتي در خانه او مهمان بوده است. او را نيز از راويان احاديث آل محمّدصلي الله عليه وآله و فردي درستكار و محترم و مورد اطمينان ذكر كرده اند.
زيارت نامه اي كه امام صادق عليه السلام تعليم دادند
درباره حضرت عباس عليه السلام كه امام زين العابدين عليه السلام درباره ايشان فرموده اند: لعمي العباس درجة عند اللَّه يغبطها جميع الشهداء؛ عموي ما، عباس، در نزد خداي متعال داراي مقامي است كه همه شهيدان در روز قيامت به مقام ايشان غبطه مي خورند. علت اين غبطه خوردن به معرفت و بصيرت حضرت ابوالفضل عليه السلام مربوط است كه در موضوع ولايت و ولايتمداري به يقين رسيده و اين يقين را در عمل نشان دادند.
حضرت عباس عليه السلام يكي از معدود امام زادگاني هستند كه امام معصوم عليه السلام سفارش كرده است كه ايشان را زيارت كنيم و حتي زيارت نامه براي ايشان تعليم فرموده است.
نكته جالب توجه اين است كه زيارت نامه حضرت عباس عليه السلام يكي از محكم ترين و پر مفهوم ترين متن هاي زيارتي است كه امام صادق عليه السلام آن را تعليم فرموده اند.
اين زيارت نامه را جعفر بن محمد بن قولويه كه در قرن چهارم هجري ثبت كرده و شهادت داده كه از هيچ راوي غيرمطمئن به اصطلاح غيرثقه روايت نمي كند. در عين حال شيخ مفيد، شيخ طوسي، علامه مجلسي، فيض كاشاني و ديگران هم اين زيارت نامه را نقل كرده و نوشته اند و در كتاب هاي تهذيب الاحكام، مناسك المزار، المزار الكبير، زاد المعاد، بحار الانوار، مفاتيح الجنان و كتاب هاي معتبر ديگري مي توان آن را مشاهده كرد.
منابع:
كتاب العباس، مرحوم عبدالرزاق مقرم
كتاب اعيان الشيعه، علامه سيد محسن امين عاملي
پرتال جامع علوم انساني
مقتل الحسين عليه السلام محمدتقي بحرالعلوم
چهره درخشان قمر بني هاشم رباني خلخالي