نقش فعالان روابط عمومي در تحقق اقتصاد دانش بنيان

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-|| در اين ياداشت به منظور بررسي نقش روابط عمومي ها در تحقق اقتصاد دانش بنيان ابتدابه تحولات تاريخ زندگي انسان و چگونگي پيدايش دو مفهوم روابط عمومي و اقتصاد دانش بنيان پرداخته شده است و پس از آن بابررسي چالش هاي صنايع دانش بنيان، نقش روابط عموميها در تسهيل اين چالش ها و مشكلات مورد توجه قرار گرفته است. همان طور كه در ادامه خواهيد خواند روابط عمومي ها به عنوان حلقه واسط بين اركان مختلفي چون مردم، دولت، صنايع دانش بنيان و دانشگاه ها مي توانند نقش بسزايي در تحقق شعار سال و سياست هاي اقتصاد دانش بنيان ايفا كنند. در روابط محدود درون قبيله اي انسان پيشا مدرن،ايده ها و چيزها داراي تعاريف ساده و مشخصي بودند و اقتصاد و روابط انساني دچار پيچيدگي هاي زندگي شهري كه به تدريج و همزمان با رخدادهايي چون رنسانس، انقلاب صنعتي و.. شكل گرفت، نشده بود. روابط عمومي از مفاهيم نوي جوامع شهري است كه عمل يا فرآيند ايجاد تفاهم يا علاقه در ديگران نسبت به شخص يا موسسه اي معين معنا شده كه اداره يا هياتي مي تواند عهده دار آن باشد1. همزمان با تحولات علمي، فلسفي، سياسي و غيره بود كه انسان ضرورت استفاده از ابزارهاي روابط عمومي را بيش از پيش احساس كرد. از طرف ديگر مفهوم اقتصاد نيز دچار تحولاتي شد،نه تنها اقتصاد كه هيچ جريان علمي، اجتماعي و غيره اي به طور مستقل و براي خود شكل نگرفته و حركت نخواهد كرد از همين روست كه ديگر نمي توان مقوله اقتصاد را في نفسه بررسي كرد و بايستي آغشتگي آن به مولفه هاي بسياري كه در زندگي امروز بشر تاثير گذار مي باشند را، در نظر گرفت. از گذشته تا به امروز زندگي انسان به تدريج در ابعاد مختلف خود دچار تغيير و تحولات بسياري شده و شكل بندي هاي مختلفي را از سر گذرانده است. در جوامع بدوي، كشاورزي ركن اصلي اقتصاد به شمار مي رفت كه با شكل گيري شهرها نقش غالب خود در اقتصاد را به صنعت واگذار كرد. حدود يك قرن پس از اين بود كه پيتر دراكر پدر علم كسب و كار نوين، مفاهيم اوليه اي پيرامون اقتصاد دانش بنيان مطرح كرد. اقتصاد دانش بنيان، اقتصادي است كه بر محوريت دانش، تخصص و به روز آوري آن استوار است و خواهيم ديد كه روابط عمومي در رشد اين نوع از اقتصاد چه نقش پررنگي را مي تواند ايفا كند. وقتي حرف از نقش روابط عمومي در توسعه اقتصادي در ميان است، ممكن است اذهان عموم اين مفهوم را با بازاريابي، هم رديف بداند. با اينكه عليرغم همپوشاني اين دو مفهوم در برخي موارد، تفاوت هاي فاحشي بين وظايف، اهداف، روش ها و سياست هاي روابط عمومي و بازاريابي وجود دارد. در حالي كه بازاريابي تنها به ترويج و اطلاع رساني درباره محصولات به مشتريان با هدف فروش كالا محدود مي شود، روابط عمومي پيوندي مستقيم با استراتژي هاي كلي يك سازمان يا شركت اعم از بنگاه هاي اقتصادي دارد. روابط عمومي در واقع واسطه اي براي به عينيت درآوردن سياست هاي كلي يك شركت و شناساندن آن به عموم در سطحي مطلوب مي باشد و در اين ميان برخلاف بازاريابي، بايد ارتباطي دوسويه را بين مديران يك سازمان و مخاطبان آن رقم بزند، همين وجه تمايز است كه اهميت بالاي نقش روابط عمومي در اقتصاد دانش بنيان را يادآور مي شود. يكي از اركان مهم اقتصاد دانش بنيان نوآوري مداوم است. صنايعي را مي توان دانش بنيان دانست كه سطح بالايي از سرمايه گذاري را به نوآوري و ايده پروري اختصاص داده اند. در اين شركت هادانش يكي از قدرتمندترين اهرم هاي توسعه و تحول اقتصادي محسوب مي شودو آنچه نقش تعيين كننده دارد نه ميزان سرمايه و عرضه و تقاضا در بازار كه دانش و تكنولوژي است كه نقش اساسي را در ارتقاء توليد ملي كشور ايفا مي كند. به واقع در دنياي امروز توانايي شناسايي و به كارگيري دانش به روز در خط توليد يك شركت و آگاهي بخشي درباره آن به مردم است كه باعث برند شدن يك شركت و تمايز آن با رقبا خواهد شد و تحقق اين امر نيازمند روش هايي فراگيرتر از تكينك هاي بازاريابي است _ كه نتايجي مقطعي را به دنبال دارند _ و در حيطه وظايف روابط عمومي جاي مي گيرد. نكته مهم اينجاست كه دانش آموزي صرف، تاثير بسزايي در توسعه اقتصادي صنايع دانش بنيان نخواهد داشت، بلكه نوآوري مدام و كاركردي كردن اين دانش در توليد است كه اهميت دارد. شركت هاي دانش بنيان در اين زمينه با مشكلاتي چون عدم حمايت بانك ها مواجه هستند و در مقايسه با رقباي خود براي جلب اعتماد سرمايه گذاران در توليد يك محصول فناورانه دچار مشكل مي شوند، چرا كه سرمايه گذاري براي توليد يك محصول براي اولين بار، كه مراحل آزمون و خطا را از سر نگذرانده و ممكن است مورد استقبال عموم قرار نگيرد ريسك بالايي به شمار مي رود. اينجاست كه به نقش پررنگ روابط عمومي در توسعه اقتصاد دانش بنيان پي مي بريم. در واقع تحقق توليد دانش بنيان نيازمند شكل گيري فرهنگ آن است، در اين زمينه كارشناسان و مديران روابط عمومي مي توانند با به كارگيري ابزارهاي خود در ابعاد مختلف در جهت تحقق توليد دانش بنيان گام بردارند. انتقال افكار و سليقه عموم به سياست گذاران صنايع دانش بنيان، شناسايي و جذب نخبگان و بسترسازي براي استقبال از ايده هاي نو و به روزآوري دانش شركت با استفاده از ظرفيت اين افراد، آگاهي بخشي و معرفي ايده ها و محصولات شركت براي جلب اعتماد سرمايه گزاران از جمله وظايف اصلي روابط عمومي در اقتصاد دانش بنيان است كه با تيكه بر مهارت هاي ويژه ارتباطي و بهره گيري از قابليت هاي وسايل ارتباطي نوين در فضاي مجازي و رسانه هاي جمعي چون تلويزيون، راديو، روزنامه و .. با ايجاد جذابيت هاي تصويري، آگاهي بخشي و انتقال پيام ها، سياست ها و استراتژي هاي اقتصاد دانش بنيان و فرهنگ سازي در اين زمينه قابل انجام خواهد بود. از آن جا كه فرهنگ يك مقوله كلي است نبايد اين بررسي را تنها محدود به فضاي كسب و كار شركت هاي دانش بنيان كرد. در اين زمينه كارشناسان و مديران روابط عمومي در ساير سازمان ها وظيفه دارند به حمايت از توليد ملي و ايجاد اشتغال كمك كنند و بايد با بسترسازي هاي مناسب در جهت توانمندسازي نيروي كار در حوزه هاي مختلف توليد و صنعت دانش بنيان قدم بردارند. روابط عمومي دستگاه هاي خدمات رسان (در حوزه هاي پُست،آب،برق،گاز و... ) و همچنين نهادهاي مرتبط با توليدات غذايي نيز مي توانند با آموزش مصرف بهينه از منابع انرژي و غذايي در جهت تقويت سرمايه هاي كشور كه تقويت توليد ملي و تسهيل شرايط براي اقتصاد دانش بنيان را به همراه خواهد داشت قدم بردارند. علاوه بر اين با توجه به فضاي پويا و با نشاط دانشگاه ها، كارشناسان روابط عمومي در اين مراكز مي توانند بستر مناسبي را براي ايده پردازي دانشجويان و اساتيد برجسته فراهم آورند و با تلاش در جهت شناساندن اين ايده ها به سرمايه گذاران، امري مهم واساسي را در رشد خلاقيت و نوآوري دانشگاه كه يكي از مولفه هاي مهم و در خور توجه اقتصاد دانش بنيان محسوب مي شود، رقم بزنند. در پايان بايد گفت كه تحقق سياست هاي اقتصاد دانش بنيان نيازمند بسترسازي فرهنگي است و در اين زمينه مديران و كارشناسان روابط عمومي مي توانند با فعاليتي كنشگر و به كارگيري ابزارهاي نوين ارتباطي و رسانه هاي جمعي در جهت ترغيب نخبگان، صاحبان صنايع و سرمايه گذاران براي پشتيباني مادي و معنوي و سرمايه گذاري در صنايع دانش بنيان و تقويت اشتغال و توليد ملي نقشي موثر داشته باشند. 1. كتاب فرهنگ فارسي نوشته ي غلامحسين صدري افشار، نسرين حكمي و نسترن حكمي، انتشارات فرهنگ معاصر