وقتي تهديد واقعي مي شود: بازگشت جنگ به محاسبات راهبردي اروپا

وقتي تهديد واقعي مي شود: بازگشت جنگ به محاسبات راهبردي اروپا تهران- ايرنا- طبق برآوردهاي اطلاعاتي، روسيه ممكن است توانايي حمله به اعضاي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) را به دست آورد. هنوز معلوم نيست كه اين هشدارها چقدر واقعي هستند و اروپايي ها براي مقابله با چنين سناريويي چه خواهند كرد؟ به گزارش ايرنا از يورونيوز، ارزيابي هاي اطلاعاتي ناتو و كاهش تعهد آمريكا به اروپا سبب شده سال 2029 به نقطه عطفي در سياست امنيتي آلمان و ديگر كشورهاي اروپايي تبديل شود. در صورتي كه قرارداد صلح اوكراين هم منعقد شود، در اروپاي پساجنگ نيز سال 2029 به شكلي ناخواسته به نماد يك مهلت اضطراري تبديل شده است؛ تاريخي كه سياستمداران و فرماندهان آلماني درباره آن با احتياط، اما با اصرار سخن مي گويند: زماني كه روسيه مي تواند حمله اي عليه خاك ناتو انجام دهد. اين تمايز ظريف ميان توان و قصد، نقطه آغاز تحليل امروز است. آنچه سبب شده چنين سناريويي جدي گرفته شود، تركيبي از دو روند همزمان است: توان افزايي تدريجي روسيه در ادامه جنگ اوكراين و كاهش آرام و قابل توجه نقش آمريكا در امنيت اروپا. اين دو روند، در كنار يكديگر، به يك زنگ بيدارباش براي كشورهاي اروپايي تبديل شده است. به ويژه آلمان، كشوري كه از 1945 تاكنون هيچ گاه چنين حجمي از مسووليت امنيتي را تجربه نكرده است. همه چيز از يك گزارش نظامي ناتو در سال 2023 آغاز شد كه طبق داده هاي ماهواره اي و اطلاعاتي، نتيجه گرفته بود كه روسيه ظرف پنج سال مي تواند يك ارتش 1.5 ميليون نفري مجهز را سازمان دهد. اين تاريخ، يعني 2028، بعدها با ملاحظات سياسي به 2029 و سپس به عبارت مبهم تر پايان دهه تبديل شد. اين جابجايي ها نشان مي دهد كه عدد 2029 بيش از آنكه حاصل قطعيت اطلاعاتي باشد، محصول مديريت اضطراب افكار عمومي است. دولت هاي اروپايي ناگزيرند تهديد را در سطحي اعلام كنند كه هم انگيزه ايجاد كند و هم هراس افراطي نسازد. نكته اي كه ارزيابي ها را نگران كننده تر مي كند، فاصله گرفتن تدريجي آمريكا از اروپا است. فرماندهان آلماني آشكارا مي گويند ارتباط مستقيم با پنتاگون تقريباً قطع شده است. پديده اي كه تا چند سال پيش غيرقابل تصور بود. هم زمان، پيشنهاد اخير سفير آمريكا در ناتو براي اينكه آلمان بايد مسووليت رهبري نظامي ناتو را در آينده بر عهده بگيرد، بيش از آنكه يك تعريف باشد، هشداري نرم درباره تغيير جهت واشنگتن است. اروپا با پرسشي بنيادين روبه رو است: اگر آمريكا در لحظه اي حساس به كمك نيايد، آيا ناتو همچنان همان ناتوي سابق باقي خواهد ماند؟ هدف آلمان براي تخصيص 3.5 درصد درآمد ناخالص ملي به امور نظامي و رساندن اين بودجه 153 ميليارد يورو تا 2029، تنها بازسازي ارتش نيست؛ بازسازي يك جهان بيني است. آلمانِ پساجنگ همواره ترجيح داده نقش قدرت اقتصادي را بازي كند، نه قدرت نظامي. اما حالا بوندس ور قرار است قوي ترين ارتش اروپا شود كه حتي اجباري شدن سربازي ولو در حال حاضر داوطلبانه نمادي از اين حقيقت است كه آلمان دوباره در حال تغيير شكل بافت سياسي نظامي و حتي اجتماعي جامعه خودش است. آيا روسيه به طور واقعي مي خواهد حمله كند؟ اين پرسش شايد مهم تر از پرسش توانايي نظامي روسيه باشد. شواهد موجود نشان مي دهد كرملين هنوز درگير جنگي فرسايشي در اوكراين است و توانايي گشودن جبهه اي جديد را ندارد. اما منطق تهديد براي روسيه، الزاماً منطق حمله نيست؛ داشتن ظرفيت حمله، خود يك ابزار سياسي است. به بيان ديگر، روسيه شايد هرگز قصد حمله به خاك ناتو را نداشته باشد، اما داشتن امكان تهديد، برايش نوعي اهرم راهبردي محسوب مي شود. ابزاري براي فشار بر اروپا، شكاف افكني در ناتو، و آزمودن ميزان اتكا به آمريكا. 2029 به احتمال فراوان نه سال جنگ خواهد بود و نه سال آرامش. اما يك واقعيت را روشن مي كند: اروپا وارد دوره اي شده كه امنيت ديگر پيش فرض نيست، بلكه پروژه اي فعال است. اروپا بايد خود را براي جهاني آماده كند كه در آن شراكت ها كمتر قابل اتكا و تهديدها واقعي تر شده اند.