گزارش جديد برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) هشدار مي دهد كه بدون سياست گذاري هاي دقيق، هوش مصنوعي مي تواند روند 50 ساله كاهش نابرابري بين كشورهاي فقير و ثروتمند را معكوس كند و جهان را به سمت پديده اي ترسناك به نام واگرايي بزرگ سوق دهد.
به گزارش UNDP، دليل اصلي تأثير منفي هوش مصنوعي بر توسعه و برابري، سرعت بسيار بالاي تحولات اين فناوري است. پذيرش هوش مصنوعي به جاي دهه ها، در عرض چند ماه اتفاق مي افتد و بسياري از كشورهاي در حال توسعه زيرساخت، مهارت و سيستم هاي حاكميتي لازم براي بهره برداري از آن را ندارند.
اقتصاددانان UNDP مي گويند: خط گسل اصلي در عصر هوش مصنوعي، توانمندي است. كشورهايي كه روي مهارت ها و قدرت محاسباتي سرمايه گذاري كنند سود مي برند و ديگران در خطر عقب ماندگي شديد قرار دارند. اين يعني برخلاف دهه هاي گذشته كه كشورهاي فقير درحال رسيدن به كشورهاي ثروتمند بودند (همگرايي) حالا ممكن است دوباره فاصله زيادي بين آنها ايجاد شود (واگرايي).
تأثير منفي هوش مصنوعي بر كشورهاي مختلف گزارش سازمان ملل همچنين اعلام مي كند كه در مسئله تحولات هوش مصنوعي زنان و جوانان آسيب پذيرترين قشرها هستند؛ مشاغلي كه زنان در آنها شاغل هستند، تقريباً دو برابر مردان در معرض اتوماسيون و جايگزيني با هوش مصنوعي قرار دارند. همچنين اشتغال جوانان (به ويژه در سنين 22 تا 25 سال) در شغل هايي كه هوش مصنوعي مي تواند انجام دهد، درحال كاهش است كه مسير شغلي آنها را تهديد مي كند.

به گزارش سازمان ملل، منطقه آسيا-اقيانوسيه كه خانه 55 درصد از جمعيت جهان است، تضادهاي عجيبي را در خود جاي داده است. از يك سو چين با ثبت 70 درصد پتنت هاي هوش مصنوعي پيشتاز است و از سوي ديگر 3.7 ميليارد نفر در همين منطقه اصلاً از ابزارهاي هوش مصنوعي استفاده نمي كنند. اين شكاف ديجيتالي باعث مي شود درحالي كه اقتصادهاي پيشرفته (مثل سنگاپور و كره جنوبي) تريليون ها دلار به توليد ناخالص داخلي خود اضافه مي كنند، ميليون ها نفر ديگر حتي به اينترنت يا سواد ديجيتال اوليه دسترسي نداشته باشند.
البته مي توان از اين نابرابري اجتناب كرد، اما نيازمند اقدام فوري است. سازمان ملل تأكيد مي كند كه هوش مصنوعي اگر درست مديريت شود، مي تواند بيماري ها را سريع تر تشخيص دهد، سوادآموزي را تقويت كند و سيستم هاي غذايي را بهبود ببخشد. نمونه هاي موفق مثل پلتفرم شهروندي بانكوك يا سيستم مديريت سيلاب پكن نشان مي دهد كه هوش مصنوعي مي تواند به نفع عموم باشد.