در دنياي پيچيده امروزي، تصميم گيري يك مهارت ارزشمند محسوب مي شود. مديران و افراد موفق مي دانند كه تكيه بر حس ششم يا حدس وگمان در دوراهي هاي حساس مي تواند هزينه هاي سنگيني به بار آورد. اما چگونه مي توانيم احساسات، تعصبات و سليقه هاي شخصي را از فرايند انتخاب حذف كنيم؟ براي اين كار تكنيكي به نام ماتريس تصميم گيري به كمك شما مي آيد كه در اين مطلب با آن بيشتر آشنا مي شويد.
ماتريس تصميم گيري چيست؟ ماتريس تصميم گيري (Decision Matrix) يك جدول ارزيابي كمي است كه گزينه هاي مختلف را براساس مجموعه اي از معيارهاي مشخص رتبه بندي مي كند. اين ابزار ذهن شما را از آشفتگي نجات مي دهد. وقتي با چند گزينه خوب روبه رو هستيد كه هر كدام مزايا و معايب خاص خود را دارند (مثلاً يكي ارزان تر است اما كيفيت پايين تري دارد و ديگري گران تر است اما خدمات پس از فروش عالي دارد) مغز دچار فلج تصميم گيري مي شود. ماتريس تصميم گيري با تبديل اين پارامترهاي كيفي به امتيازهاي كمي، فرايند تصميم گيري شما را شفاف مي كند.
البته اين روش چندين نام ديگر دارد و براي مثال با نام هايي همچون ماتريس Pugh، تحليل شبكه اي (Grid analysis)، فرم ارزيابي معيارها (Criteria rating form)، شبكه تصميم گيري (Decision grid) و ماتريس انتخاب (Selection matrix) نيز شناخته مي شود.

البته اين ابزار براي هر تصميمي مناسب نيست. ماتريس تصميم گيري زماني درست كار مي كند كه با چندين گزينه و چندين معيار روبه رو باشيد. براي مثال وقتي مي خواهيد تجهيزات يا وسيله خاصي بخريد و يا زماني كه بخواهيد از ميان افراد مختلف يكي را استخدام كنيد، ماتريس تصميم گيري مفيد خواهد بود. همچنين وقتي منابع محدود است و بايد تصميم بگيريد كدام پروژه زودتر شروع شود، بايد به سراغ اين ابزار برويد.
درمقابل اگر تصميم شما كاملاً احساسي است (مثل انتخاب رنگ لوگو) يا گزينه هاي خيلي كمي داريد (بله يا خير) اين ابزار كارايي كمتري دارد.
راهنماي گام به گام استفاده از ماتريس تصميم گيري براي آنكه ياد بگيريد چگونه از ماتريس تصميم گيري استفاده كنيد، با يك مثال پيش مي رويم. فرض كنيد مي خواهيد يك گوشي جديد بخريد. بين 4 مدل مختلف (گوشي A تا D) مردد هستيد. يكي دوربين عالي دارد اما گران است، ديگري باتري فوق العاده اي دارد اما ظاهرش را دوست نداريد. بياييد با هم در 6 گام بهترين گزينه را پيدا كنيم.
گام اول: گزينه ها را در رديف ها ليست كنيد تمام انتخاب هاي ممكن را در ستون سمت راست (يا چپ، بسته به زبان جدول) بنويسيد. در مثال ما، اينها همان 4 مدل گوشي هستند.
گام دوم: معيارهاي ارزيابي را مشخص كنيد چه فاكتورهايي براي شما مهم هستند؟ آنها را در ستون هاي بالايي بنويسيد. براي خريد گوشي، معيارها مي توانند شامل موارد زير باشند:
- دوربين (كيفيت عكس و فيلم)
- باتري (ميزان شارژدهي)
- قيمت (مقرون به صرفه بودن)
- صفحه نمايش (كيفيت و اندازه) گام سوم: به معيارها وزن بدهيد اين مهم ترين مرحله است. همه معيارها براي شما ارزش يكساني ندارند. شايد شما عاشق عكاسي باشيد، پس دوربين برايتان مهم تر از قيمت است. به هر معيار عددي بين 1 تا 5 اختصاص دهيد:
- دوربين: 5 (بسيار مهم)
- باتري: 4 (مهم)
- قيمت: 3 (متوسط)
- صفحه نمايش: 2 (كم اهميت تر) گام چهارم: به گزينه ها امتياز دهيد حالا تك تك گوشي ها را بررسي كنيد و به آن ها بر اساس هر معيار امتياز دهيد (مثلاً از 1 تا 5، كه 5 بهترين حالت است).
- مثال: گوشي A پرچمدار و گران است (امتياز قيمت: 1) اما دوربين خارق العاده اي دارد (امتياز دوربين: 5). گام پنجم: محاسبه امتيازها امتياز هر خانه را در وزن معيار ضرب كنيد.
- براي گوشي A در معيار دوربين: امتياز (5) × وزن (5) = 25 گام ششم: جمع بندي و انتخاب برنده امتيازهاي هر گزينه را جمع بزنيد. گزينه اي كه بيشترين مجموع را داشته باشد، انتخاب منطقي شماست.
جدول نهايي تصميم گيري:
| معيارها (وزن) | دوربين (وزن: 5) | باتري (وزن: 4) | قيمت (وزن: 3) | صفحه نمايش (وزن: 2) | امتياز نهايي |
| گوشي A (پرچمدار) | 5 (25) | 3 (12) | 1 (3) | 5 (10) | 50 |
| گوشي B (ميان رده) | 3 (15) | 5 (20) | 4 (12) | 3 (6) | 53 |
| گوشي C (اقتصادي) | 2 (10) | 4 (16) | 5 (15) | 2 (4) | 45 |
| گوشي D (گيمينگ) | 3 (15) | 4 (16) | 3 (9) | 4 (8) | 48 |
با اينكه گوشي A بهترين دوربين را داشت، اما گوشي B (ميان رده) با كسب 53 امتياز برنده نهايي است. چرا؟ چون تعادل بسيار خوبي بين باتري عالي، قيمت مناسب و دوربين متوسط ايجاد كرده است كه با اولويت هاي شما (وزن دهي ها) سازگارتر است.
مزايا و معايب استفاده از ماتريس تصميم گيري هيچ ابزاري كامل نيست. شناخت نقاط قوت و ضعف اين روش به شما كمك مي كند هوشمندانه تر از آن استفاده كنيد.

مزايا
- تعصبات شخصي و علاقه به يك برند خاص را كمرنگ مي كند.
- اگر كسي از شما بپرسد چرا اين گزينه را انتخاب كرديد؟ يك سند رياضي براي دفاع از تصميم خود داريد.
- وزن دهي به معيارها باعث مي شود روي چيزي تمركز كنيد كه واقعاً براي شما مهم است. معايب
- اگر وزن ها را اشتباه تعيين كنيد (مثلاً قيمت را بيش ازحد مهم در نظر بگيريد) خروجي ماتريس غلط خواهد بود.
- برخي چيزها مثل حس خوب كاركردن با تيم فروش به راحتي كمي و عددي نمي شوند.
- براي تصميم هاي سريع و اورژانسي مناسب نيست. دركل براي استفاده از ماتريس تصميم گيري نكات زير را در نظر بگيريد:
- اگر در يك سازمان يا جمع هستيد، امتيازها و وزن ها را به تنهايي تعيين نكنيد. از تيم خود بخواهيد نظر بدهند تا سوگيري هاي شخصي شما نتيجه را منحرف نكند.
- اگر نتيجه نهايي با عقل و منطق جور در نمي آيد، احتمالاً در وزن دهي معيارها اشتباه كرده ايد. دوباره آنها را مرور كنيد.
- نيازي نيست 20 معيار مختلف داشته باشيد. معمولاً 5 تا 8 معيار اصلي، 80 درصد تأثير را در تصميم گيري دارند. ابزارهاي جايگزين گاهي اوقات مشكل شما انتخاب بين چند گزينه نيست، بلكه شناخت ريشه يك مشكل يا اولويت بندي كلي است. در اين موارد، از ابزارهاي زير استفاده كنيد:
- تحليل پارتو: زماني كه مي خواهيد بدانيد كدام 20 درصد از مشكلات، باعث 80 درصد از دردسرهاي شما شده اند. اين ابزار براي اولويت بندي مشكلات عالي است.
- تحليل SWOT: براي نگاه استراتژيك به نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهديدهاي يك پروژه يا سازمان.
- نمودار ايشيكاوا: براي پيداكردن علت و معلول مشكلات پيچيده.
- تحليل ميدان نيرو: براي سنجش نيروهاي موافق و مخالف يك تغيير سازماني.