
سيره پيامبر اعظم(ص) در برخورد با حضرت فاطمه زهرا(س)، جلوه اي كم نظير از تكريم جايگاه زن و خانواده در اسلام است. رهبر شهيد انقلاب اسلامي با استناد به روايتي از عايشه، به ابعاد مختلف اين رابطه نوراني پرداختند.
به گزارش پايگاه فكر و فرهنگ مبلغ، حضرت آيت الله شهيد امام خامنه اي(قدس الله نفسه الزكيه) در ابتداي جلسه درس خارج فقه به بيان و شرح حديثي درباره آخرين گفتگوهاي پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله وسلم و حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها پرداخته اند كه فيلم و متن آن در ذيل منتشر شده است:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.
عَن عائِشَةَ بِنتِ طَلحَةَ عَن عائِشَةَ قالَت ما رَأَيتُ مِنَ النّاسِ اَحَداً اَشبَهَ كَلاماً وَ حَديثاً بِرَسولِ اللهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِه) مِن فاطِمَةَ. كانَت اِذا دَخَلَت عَلَيهِ رَحَّبَ بِها وَ قَبَّل يَدَيها وَ اَجلَسَها في مَجلِسِهِ فَاِذا دَخَلَ عَلَيها قامَت اِلَيهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت يَدَيهِ وَ دَخَلَت عَلَيهِ في مَرَضِهِ فَسارَّها فَبَكَت ثُمَّ سارَّها فَضَحِكَت. فَقُلتُ كُنتُ اَريٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَي النِّساءِ فَاِذا هِيَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساءِ فَبَينَما هِيَ تَبكيٰ اِذ ضَحِكَت. فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّي اِذَن لَبَذِرَةٌ. فَلَمّا تُوَفِّيَ رَسولُ اللهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِه) سَأَلتُها فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَني اَنَّهُ يَموتُ فَبَكَيتُ ثُمَّ اَخبَرَني اَنّي اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِكتُ.(1)
عَن عائِشَةَ بِنتِ طَلحَة عَن عائِشَة قالَت ما رَأَيتُ مِنَ النّاسِ اَحَداً اَشبَهَ كَلاماً وَ حَديثاً بِرَسولِ اللهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِه) مِن فاطِمَة
دختر جناب طلحه، به نام عايشه از زن هاي معروف قريش بوده و (نقل مي كند از) همسر محترم پيغمبر اكرم، كه عايشه(2) مي گويد من نديدم هيچ كس را كه از حيث حرف زدن، از حيث صحبت كردن، شبيه باشد به پيغمبر به قدر جناب فاطمه (سلام الله عليها) -كه اين ايّام،(3) مناسب با اين بزرگوار است- حالا اين روايت در مورد كلام و حديث است؛ قبلها يك روايت ديگري من ديدم -آن هم از عايشه است- كه در مورد راه رفتن و نگاه كردن و اين خصوصيّات هم مي گويد فاطمه (سلام الله عليها) اشبه النّاس به پيغمبر بود.
كانَت اِذا دَخَلَت عَلَيهِ رَحَّبَ بِها
بعد مي گويد وقتي جناب فاطمه (سلام الله عليها) وارد بر منزل پيغمبر مي شد، حضرت ترحيب مي كردند، (يعني) خوشامد مي گفتند.
وَ قَبَّل يَدَيها
پيغمبر دست مبارك فاطمه ي زهرا را مي بوسيد.
وَ اَجلَسَها في مَجلِسِه
او را در جاي خودش مي نشاند. احترامي كه پيغمبر براي اين دختر، اين بانوي بزرگِ همه ي دوران هاي بشر قائل بوده، در اين حد است.
فَاِذا دَخَلَ عَلَيها قامَت اِلَيهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت يَدَيه
وقتي (هم كه) پيغمبر وارد منزل او مي شد، او بلند مي شد، خوشامد مي گفت، دست مبارك پيغمبر را مي بوسيد.
وَ دَخَلَت عَلَيهِ في مَرَضِه
فاطمه در (دوران) مريضي پيغمبر، در بيماريِ آخرِ پيغمبر، بر او وارد شد.
فَسارَّها فَبَكَت
با پيغمبر درگوشي صحبت كردند. فاطمه (سلام الله عليها) گريه كرد.
ثُمَّ سارَّها فَضَحِكَت
دوباره درگوشي با هم صحبت كردند، فاطمه (سلام الله عليها) لبخند زد و خنديد.
فَقُلتُ كُنتُ اَريٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَي النِّساء فَاِذا هِيَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساء فَبَينَما هِيَ تَبكيٰ اِذ ضَحِكَت
عايشه مي گويد با خودم گفتم اين چه حالتي است. من اين خانم را برتر از ديگر زن ها مي دانستم. معلوم مي شود كه ايشان هم زني مثل زنهاي ديگر است. يك بار گريه مي كند، يك بار خنده مي كند.
فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّي اِذَن لَبَذِرَة
رفتم خدمتش سؤال كردم كه قضيّه چه بود. فرمود نمي گويم به تو؛ اگر بگويم، افشاكننده هستم -به تعبير رايج عوامانه ي ما، دهن لق مثلاً- حضرت زهرا (سلام الله عليها) علّت اين قضيّه را به من نگفت.
فَلَمّا تُوَفِّيَ رَسولُ اللهِ (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِه) سَأَلتُها
بعد از رحلت پيغمبر هم باز دوباره سؤال كردم از حضرت. آن وقت ديگر مانع برطرف شده؛ يعني وقتي پيغمبر از دنيا رفته است، ديگر حالا اين حرف (اگر) گفته بشود اشكالي ندارد.
فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَني اَنَّهُ يَموتُ فَبَكَيتُ
فرمود: پيغمبر خبر از مردنِ خودش داد، اين موجب گريه ي من شد.
ثُمَّ اَخبَرَني اَنّي اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِكتُ
بعد اطّلاع داد به من كه من اوّلين كسي از خانواده ي او خواهم بود كه به او ملحق خواهم شد، اين خوشحال كرد من را و خنديدم.
پي نوشت ها:
1) امالي طوسي، مجلس چهاردهم، ص 400
2) عايشه بنت ابوبكر
3) اشاره به ايّام شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)
منبع:حوزه