
لندن – ايرنا – سفير جمهوري اسلامي ايران در واتيكان، حضرت آيت الله خامنه اي را احياگر ايده تمدن اسلامي در دوران معاصر دانست كه با پيوند سنت ديني، نيازهاي جهان جديد و نهادسازي علمي و فرهنگي، افقي تازه براي آينده جهان اسلام گشودند.
به گزارش ايرنا، دكتر محمدحسين مختاري در بخش دهم از سلسله يادداشت هاي خود براي ايرنا درباره رهبر شهيد انقلاب اسلامي نوشت: هر شخصيتي را مي توان از زواياي مختلف مورد ارزيابي قرار داد. برخي شخصيت ها با يك رخداد تاريخي شناخته مي شوند، برخي با تأسيس يك نهاد، برخي با نگارش يك كتاب و برخي ديگر با ايفاي نقش در يك مقطع حساس سياسي. اما در تاريخ ملت ها، شخصيت هايي نيز وجود دارند كه اثرگذاري آنان فراتر از يك رويداد، يك نهاد يا يك دوره زماني است. اين گروه از افراد در واقع معماران يك افق تاريخي اند؛ كساني كه مي كوشند مسير حركت يك جامعه يا يك تمدن را بازتعريف كنند. در ارزيابي نهايي شخصيت آيت الله سيد علي خامنه اي نيز بايد از چنين منظري به ايشان نگريست.
طي مباحث گذشته روشن شد كه انديشه آيت الله خامنه اي را نمي توان صرفاً در چارچوب مديريت سياسي جمهوري اسلامي يا مواضع روزمره سياسي تحليل كرد. اگرچه ايشان بيش از سه دهه در جايگاه رهبري جمهوري اسلامي ايران قرار داشته اند، اما بخش مهمي از اهميت تاريخي ايشان به تلاش براي صورت بندي يك منظومه فكري تمدني بازمي گردد؛ منظومه اي كه در آن مفاهيمي چون توحيد، عدالت، معنويت، علم، استقلال، مقاومت، وحدت اسلامي، پيشرفت و كرامت انساني در قالب يك طرح كلان براي آينده جهان اسلام به يكديگر پيوند خورده اند.
از رهبري سياسي تا رهبري تاريخي
در علوم سياسي ميان رهبران سياسي و رهبران تاريخي تفاوتي اساسي وجود دارد. رهبر سياسي عمدتاً در چارچوب مسائل جاري جامعه عمل مي كند، اما رهبر تاريخي افق هايي فراتر از زمانه خود را دنبال مي كند و مي كوشد جهت حركت نسل هاي آينده را تعيين كند.
در اين معنا، آيت الله خامنه اي را مي توان در شمار رهبراني دانست كه همواره تلاش كرده اند مسائل روز را در چارچوب روندهاي بلندمدت تاريخي تحليل كنند. از نخستين سال هاي رهبري ايشان تا امروز، مفاهيمي همچون تمدن نوين اسلامي، نهضت توليد علم، الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت، جنبش نرم افزاري، عدالت، سبك زندگي اسلامي و گام دوم انقلاب همگي نشان دهنده توجه ايشان به آينده اي فراتر از افق هاي كوتاه مدت سياسي بوده اند (خامنه اي، 1397).

احياي ايده تمدن در جهان اسلام
يكي از مهم ترين دستاوردهاي فكري آيت الله خامنه اي، احياي دوباره مفهوم تمدن در ادبيات معاصر جهان اسلام است. در دو قرن اخير، بسياري از جوامع اسلامي به دليل استعمار، عقب ماندگي علمي و بحران هاي داخلي، بيشتر درگير مسائل دفاعي و بقا بوده اند. در چنين فضايي، سخن گفتن از تمدن سازي براي بسياري امري دور از دسترس به نظر مي رسيد.
اما آيت الله خامنه اي تلاش كردند ذهن نخبگان و نسل جوان را از سطح مشكلات روزمره فراتر ببرند و نگاه آنان را متوجه افق هاي بزرگ تاريخي كنند. طرح مفهوم تمدن نوين اسلامي در واقع دعوتي بود به بازانديشي درباره جايگاه اسلام در آينده جهان و ظرفيت هاي نهفته آن براي پاسخ گويي به مسائل انسان معاصر.
اين نگاه را مي توان در پرتو آيه شريفه زير فهم كرد:
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي النَّاسِ
و اين گونه شما را امتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد. (بقره: 143)
از منظر بسياري از انديشمندان اسلامي، اين آيه بيانگر رسالت تاريخي امت اسلامي در هدايت و الگوسازي براي بشريت است؛ رسالتي كه در انديشه آيت الله خامنه اي در قالب مفهوم تمدن نوين اسلامي بازخواني شده است.
پيوند ميان سنت و تجدد
يكي ديگر از ويژگي هاي برجسته انديشه ايشان، تلاش براي برقراري پيوند ميان ميراث اسلامي و نيازهاي جهان جديد است. يكي از مهم ترين چالش هاي جوامع اسلامي در دوران معاصر، نسبت ميان سنت و تجدد بوده است. برخي راه نجات را در گسست كامل از سنت جستجو كرده اند و برخي ديگر در نفي دستاوردهاي جهان جديد.
آيت الله خامنه اي كوشيده اند راه سومي را مطرح كنند؛ راهي كه در آن مي توان ضمن پايبندي به مباني اسلامي، از علم، فناوري و تجربيات مثبت بشري نيز بهره برد. در اين نگاه، اسلام مانع پيشرفت نيست، بلكه مي تواند جهت دهنده و اخلاقي كننده آن باشد.
جايگاه آيت الله خامنه اي در تداوم سنت احياگري اسلامي
از منظر تاريخ انديشه اسلامي، مي توان آيت الله خامنه اي را در امتداد جريان بزرگ احياگري اسلامي تحليل كرد؛ جرياني كه در دو قرن اخير توسط شخصيت هايي همچون سيد جمال الدين اسدآبادي، محمد عبده، محمد اقبال لاهوري و امام خميني دنبال شده است.
البته تفاوت مهم در اين است كه آيت الله خامنه اي ايده احياي اسلامي را در چارچوب يك نظام سياسي مستقر و تجربه عملي حكومت ديني دنبال كرده اند. از اين رو، بسياري از مباحثي كه در آثار متفكران پيشين در سطح نظري باقي مانده بود، در انديشه ايشان وارد عرصه برنامه ريزي اجتماعي و تمدني شده است.
نگاه آينده پژوهانه
يكي از ويژگي هاي كمتر مورد توجه شخصيت آيت الله خامنه اي، نگاه آينده پژوهانه ايشان است. بسياري از مفاهيمي كه امروز در ادبيات عمومي كشور رايج شده اند، سال ها پيش در سخنان ايشان مطرح شده بودند؛ از اهميت اقتصاد دانش بنيان و مرجعيت علمي گرفته تا تحول در نظم جهاني، نقش آسيا در آينده جهان و ضرورت آمادگي براي تحولات عميق تمدني.
اين آينده نگري يادآور توصيه اميرالمؤمنين علي(ع) است كه فرمود:
الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ زَمَانَهُ
دانا كسي است كه زمانه خويش را بشناسد. (غررالحكم و دررالكلم)
شناخت زمانه و درك روندهاي تاريخي، يكي از مؤلفه هاي برجسته انديشه آيت الله خامنه اي به شمار مي رود.
ميراث نهادي؛ از توليد انديشه تا نهادسازي تمدني
يكي از معيارهاي مهم در ارزيابي شخصيت هاي تاريخي، تنها انديشه يا آثار مكتوب آنان نيست، بلكه ميزان موفقيت آنان در تبديل يك انديشه به نهادهاي پايدار اجتماعي است. بسياري از نظريه هاي بزرگ تاريخ در حد آثار علمي باقي مانده اند، اما برخي انديشه ها توانسته اند به تدريج در قالب نهادهاي آموزشي، پژوهشي، فرهنگي و اجتماعي استمرار يابند و بر نسل هاي بعدي اثر بگذارند.
در بررسي ميراث فكري آيت الله خامنه اي نيز اين نكته اهميت فراوان دارد. بخش مهمي از اهتمام ايشان معطوف به ايجاد و تقويت زيرساخت هاي علمي و فرهنگي بوده است؛ از تأكيد بر نهضت نرم افزاري و كرسي هاي نظريه پردازي گرفته تا حمايت از گسترش پژوهش هاي راهبردي، توسعه شركت هاي دانش بنيان، توجه به علوم انساني اسلامي، تقويت حوزه هاي علميه، دانشگاه ها و مراكز علمي. اين رويكرد نشان مي دهد كه در نگاه ايشان، تمدن تنها با ارائه ايده ساخته نمي شود، بلكه نيازمند نهادهايي است كه بتوانند آن ايده ها را به فرهنگ عمومي، دانش، قانون، آموزش و رفتار اجتماعي تبديل كنند.
از منظر جامعه شناسي تاريخي، ماندگاري هر پروژه تمدني در گرو انتقال آن به نسل هاي بعد از طريق نهادهاي پايدار است. به همين دليل، آينده هر منظومه فكري بيش از آنكه به شخصيت مؤسس آن وابسته باشد، به توانايي آن در تربيت انديشمندان، پژوهشگران و مديراني بستگي دارد كه بتوانند آن منظومه را نقد، تكميل و بازتوليد كنند. از اين منظر، ارزيابي تاريخي انديشه آيت الله خامنه اي در دهه هاي آينده، افزون بر آثار مكتوب و بيانات ايشان، با ميزان تأثير اين منظومه بر نهادهاي علمي و فرهنگي نيز سنجيده خواهد شد.