دردسرهاي خواب خوب: هيستامين تنظيم كننده اي براي خواب

دو دهه پيش، محققان با كشف مواد شيميايي مغز به نام هيپوكراتين ها (كه به عنوان اوركسين ها نيز شناخته مي شوند) در شناسايي ناركولپسي پيشرفت كردند. بيدار ماندن در طول روز براي حدود 165000 نفر در ايالات متحده دشوار است. افراد مبتلا به ناركولپسي اغلب با هشدار كمي به خواب مي روند. اما اين وضعيت بسيار فراتر از خستگي است. مي تواند بر هر جنبه اي از زندگي تاثير بگذارد. حدود 70 درصد از افراد مبتلا به ناركولپسي از كاتاپلكسي رنج مي برند (از دست دادن ناگهاني قدرت يا توان عضلاني، كه اغلب ناشي از احساسات شديد است)، و برخي افراد مبتلا به ناركولپسي دچار توهم مي شوند (روياهاي زنده يا واضح، مثل تجربه هاي هنگام به خواب رفتن يا بيدارشدن)، و فلج خواب (ناتواني موقت در حركت كردن يا صحبت كردن در طول گذر خواب-بيداري). بسياري از افراد مبتلا به ناركولپسي همان احساسي را دارند كه من و شما اگر تمام شب بيدار بوديم، داشتيم توماس اسكامل، متخصص مغز و اعصاب بيمارستان كودكان بوستون و دانشكده پزشكي هاروارد مي گويد: «هيچ مقدار قهوه آن ها را بيدار نگه نمي دارد. آن ها براي گذراندن روز تلاش مي كنند» اسكامل توضيح مي دهد كه پزشكان براي اولين بار ناركولپسي را در دهه 1870 شناسايي كردند اما براي بيش از يك قرن محققان هيچ ايده اي نداشتند كه چه چيزي سبب خواب آلودگي مزمن و حملات خواب در اين افراد مي شود. مشخص بود كه ناركولپسي يك اختلال در ثبات خواب و بيداري است، بنابراين بسياري از كارشناسان به مشكلي در هيپوتالاموس (مركز كليدي تنظيم خواب و بيداري در مغز) مشكوك بودند. اما تا اواخر دهه 1990 تاييد نشد، زماني كه دو گروه از دانشمندان به طور همزمان انتقال دهنده هاي عصبي پپتيدي را در سلول هاي هيپوتالاموس كشف كردند. يك تيم از موسسه تحقيقاتي اسكريپس در سن ديگو، آن ها را هيپوكراتين ناميد. گروه تحقيقاتي ديگر از دانشگاه تگزاس جنوب غرب، آن ها را اوركسين ناميد. بلافاصله بعد از آن، محققان دريافتند كه موش هاي فاقد هيپوكراتين به طور مكرر چرت مي زدند كه اين الگو نشان دهنده خواب آلودگي مزمن است. كمي بعدتردانشمندان نشان دادند كه مغز افراد مبتلا به ناركولپسي 85 تا 95 درصد كمتر از مغز افراد كنترل كننده نورون هاي هيپوكراتين دارد. كشف انتقال دهنده عصبي اي كه به نظر مي رسيد مبهم و نامفهوم باشد به يك كشف مهم براي ناركولپسي تبديل شد. به گفته اسكامل، اين كشف مثل بازي ماينسوييپر بود كه هر چند وقت يك بار كه روي يكي از موزاييك ها كليك مي كنيد نيمي از راه ها باز مي شوند. تماس بيدار باش اكنون دانشمندان متوجه شده اند كه هيپوكراتين ها براي بيدار نگه داشتن ما در زمان مناسب بسيار مهم هستند. اسكامل مي گويد: «آن ها احتمالا اين كار را با فعال كردن ساير سلول هاي مغزي كه بيداري را تقويت مي كنند، انجام مي دهند». همچنين به نظر مي رسد هيپوكراتين ها (REM) را تنظيم مي كنند، مرحله خواب كه مسئول روياهاي واضح است. در ناركولپسي مرزهاي معمول بين خواب، بيداري و روياها محو مي شود. اسكامل مي گويد: «وقتي در خواب REM رويا مي بينيد، بدن كاملا فلج مي شود» بنابراين براي افرادي كه با ناركولپسي زندگي مي كنند، مي تواند بي نظم باشد زيرا فلج بدن و روياها مي توانند به بيداري وارد شوند. بنابراين فقدان هيپوكراتين ها ممكن است توضيح دهد كه چرا بسياري از افراد مبتلا به اين اختلال خواب دچار كاتاپلكسي، توهم يا فلج خواب مي شوند. يكي ازنظريه هاي برجسته اين است كه ناركولپسي زماني ايجاد مي شود كه سيستم ايمني به اشتباه به سلول هاي مغزي هيپوكراتين سازدر هيپوتالاموس حمله مي كنند. اما اسكامل معتقد است كه كمبود هيپوكراتين تنها توضيح آن نيست. در سال هاي اخير، او و ساير محققان انتقال دهنده عصبي ديگري را مطالعه كرده اند، انتقال دهنده عصبي كه بيشتر مردم آن را با آلرژي مرتبط مي دانند. هيستامين ممكن است بيشتر به دليل نقشي كه در آلرژي و خارش دارد، شناخته شود اما در هيپوتالاموس توسط سلول هاي مغزي مجاور نورون هاي هيپوكراتين نيز توليد شده است. اسكامل مي گويد: «هيستامين موجب بيداري مي شود زيرا خواب آلودگي يك عارضه جانبي رايج برخي از داروهاي ضدآلرژِي است كه سيگنال دهي هيستامين را مسدود مي كند» علاوه براين، به طور كلي نورون هاي هيستامين در حالت بيداري فعال و در طول خواب غيرفعال هستند. نورون هاي هيستامين با فعال كردن نورون هايي در قشر مغز كه برانگيختگي را تحريك مي كنند و با مهار نورون هايي كه موجب خواب مي شوند، بيداري را تقويت مي كنند. علاوه براين هيپوكراتين ها نورون هاي توليدكننده هيستامين را فعال مي كنند كه محققان معتقدند ممكن است مكانيسمي كليدي براي ارتقاء بيداري و تنظيم خواب باشد. تحقيقات اظهار دارند كه هيستامين، مشابه هيپوكراتين به تثبيت حالت خواب و بيداري كمك مي كند، به طوري كه هر مرحله از خواب سبك داراي مرزهاي مشخصي است. براي نشان دادن اهميت هيستامين در تثبيت بيداري، يك مطالعه نشان داد موش هاي فاقد هيستامين خواب REM بيشتري را تجربه مي كنند و بين حالت هاي خواب و بيداري بيشتر از حيوانات تحت كنترل، حركت هاي سريع ناگهاني تكرارشونده دارند. هيستامين و ناركولپسي پس از مطالعه شواهد اسكامل انگاشت كه مغز افراد مبتلا به ناركولپسي بايد دچار كمبود هيستامين باشد، اگرچه آزمايشات براي كشف اين فرضيه نتايج گيج كننده اي را به همراه داشت. آزمايشگاه اسكامل كشف كرد كه مغز افراد مبتلا به ناركولپسي (از اجساد) حاوي 94 درصد نورون هاي هيستامين بيشتري نسبت به مغز افراد بدون اختلال خواب است. اين افزايش حتي در بيماران مبتلا به ناركولپسي شديد بيشتر بود. اسكامل مي گويد: «اين كاملا پيش بيني نشده بود. آنقدر عجيب بود كه درواقع به عقب برگشتيم و براي بررسي دوباره آزمايش را تكرار كرديم». همكار قديمي Jerome Siegel از UCLA آزمايش ها را در آزمايشگاه خود تكرار كرد و همان نتايج گيج كننده را دريافت كرد. محققان گيج شده بودند. اگر هيستامين بيداري را تقويت مي كند، پس چرا بيماراني كه سلول هاي مغزي شان هيستامين بيشتري توليد مي كند از ناركولپسي رنج مي برند؟ اسكامل اظهار دارد كه: «اين امكان وجود دارد كه سلول ها قادر به سنتز هيستامين باشند، اما آن ها مقادير كافي از هيستامين سنتز شده را آزاد نمي كنند» بهترين گمان او اين است كه مغز ممكن است هيستامين بيشتري توليد كند تا غلظت كم هيپوكراتين ها را جبران كند اما اين جبران هنوز براي ارتقاي خواب و بيداري طبيعي كافي نيست. برخي از مطالعاتي كه اين نظريه را حمايت كرده ، غلظت هيستامين كمتري در مايع مغزي نخاعي بيماران ناركولپسي پيدا كرده اند. اگرچه ساير مطالعات مشابه چنين تفاوتي را پيدا نكرده اند. اسكامل مي گويد: «هيستامين نيمه عمر بسيار كوتاهي دارد كه اندازه گيري آن را در افراد، چالش برانگيز مي كند» و بالقوه يافته هاي متناقض را توضيح مي دهد. با وجود چالش هاي باقي مانده نوروبيولوژي ناركولپسي دركانون توجه قرار گرفته است. اسكامل مي گويد: «مي دانيم كه هيستامين يك انتقال دهنده عصبي مهم است كه بيداري را تقويت مي كند وي افزود كه نسبت به ساير سيستم هاي مغزي درگير در خواب، توجه بسيار كمتري به آن شده است». او اميدوار است كه نقش هيستامين در تثبيت حالت خواب و بيداري، تحقيقات بيشتر و پيشرفت و توسعه را تشويق كند و در نهايت كيفيت زندگي افراد مبتلا به ناركولپسي را بهبود بخشد.